چگونه یک رمان بنویسیم؟

چگونه یک رمان بنویسیم؟

چگونه یک رمان بنویسیم؟ شاید شما نیز جزو آندسته از افرادی باشید که که علی‌رغم خواندن کتاب رمان‌های متعدد، تصمیم گرفته باشید رمانی را بنویسید اما نمی‌دانید چگونه شروع کنید. نوشتن اولین رمان معمولاً چالشی بسیار بزرگ است که تصاویر و اتفاقات مبهم و تیره و تاری در ذهن نویسنده از آینده کتابی که در حال نگارش است به وجود خواهد آورد. در بسیاری از افراد، خواندن رمانهای متعدد این انتظار را به وجود می‌آورد که اگر آنها شروع به نوشتن یک رمان کنند، یقیناً خیلی راحت بتوانند از عهده کار برآیند؛ اما باید در همین قدم اول به افرادی که قصد نوشتن رمان دارند بگوییم لزومی ندارد اگر شما یک عمر موسیقی گوش کرده‌اید، شروع به نواختن یک از آلات موسیقی بکنید قبل از اینکه آموزشی دیده باشید. توصیه‌های مهمی که در اینجا مطرح خواهد شد نیز صرفاً بخشی از آموزش‌های تاثیرگذاری است که در حین فرآیند تمرین برای نگارش، بسیار مفید و موثر خواهند بود.

چگونه یک رمان بنویسیم؟

برای نگارش رمان مباحث بسیار زیادی مطرح می‌شود که ما در ساده‌ترین شکل ممکنه در اینجا سعی نموده‌ایم به صورت مرحله به مرحله اصل‌ترین نکات آن را مطرح سازیم. 

برای نوشتن رمان ۱۵ مرحله اساسی وجود دارد که عبارتند از:

۱- مشخص کردن ایده اصلی رمان

۲- مطالعه کتابهای مشابه در ژانر مورد علاقه خود

۳- انتخاب زاویه دید برای داستان (novel’s point of view)

۴- انتخاب زمینه داستان

۵- توسعه دادن شخصیت‌های اصلی داستان

۶- تعیین نمودن جدال‌ها، تعارضات و اشتراکات داستان

۷- ایجاد طرح کلی رمان

۸- طرح‌ریزی ساختار برای داستان

۹- انتخاب نرم‌افزار جهت نوشتن داستان

۱۰- شناسایی مخاطبین رمان

۱۱- تعین روال نگارش رمان

۱۲- انتخاب و تعیین تکنیک‌های ادبی و فنی در نگارش رمان

۱۳- مرور رمان نگارش شده

۱۴- اخذ بازخورد از اطرافیان بعد از اتمام نگارش یا حین نگارش رمان

۱۵- انتخاب یک ویراستار حرفه‌ای قبل از چاپ کتاب

پیشنهاد می‌کنیم قبل از شروع به نگارش داستان این پارگراف را برای خود کامل کنید:

رمانی که من خواهم نوشت در ژانر {….} خواهد بود. روایت این داستان یا زاویه روایت آن به شکل {….} و موقعیت مکانی آن {….} و زمانی آن {….} خواهد بود. این داستان یک قهرمان به نام {….} دارد که با انگیزه {….} به دنبال هدف {….} است. اما تعارضاتی مانند {….} به او در رسیدن به هدف مانع خواهند شد و ریسک‌هایی مانند {….} برای او خواهد داشت.

۱- مشخص کردن ایده اصلی رمان

اگر در حال ایده پردازی در مورد یک داستان هستید سعی کنید یک یا دو سطر را درباره موضوع کتاب خود بنویسید. تا زمانی ننویسید و ایده خود را صرفاً در ذهن دارید ایده تشکیل نخواهد شد. ذهن سیال است. سیالی ذهن را باید گاهی متوقف کنید، محتوای آن را یادداشت کنید و اجازه دهید مجدداً به سیالی خود ادامه دهد. بنابراین، توصیه موکد ما این است که هر لحظه که ایده‌ای به ذهنتان می‌رسد آن را همان لحظه یادداشت کنید زیرا ویژگی سیالی ذهن باعث فراموشی آن خواهد شد.

۲- مطالعه کتابهای مشابه در ژانر مورد علاقه خود

نمی‌توان بدون خواندن اقدام به نوشتن کرد. شما نمی‌توانید بدون شنیدن حرف بزنید و یا بدون شنیدن و حرف زدن بخوانید. پس لازمه اصلی نویسندگی آن است که میزان مطالعه خود را مخصوصاً در ژانرهایی که دوست دارید افزایش دهید.

دلایل زیادی وجود دارد که قبل از نویسندگی باید مطالعه نمایید:

الف) شما درک درستی از آنچه قبلاً انجام شده است پیدا خواهید کرد و تمرکز خود را به روی موضوعات جدید در همان ژانر ارایه خواهد کرد.

ب) از طرف دیگر، شمامی‌توانید آنچه که در یک ژانر خاص محبوبیت یافته است را درک کنید و خواهید دانست که خوانندگان چه انتظاراتی دارند.

ج) خوش می گذرد. اگر خواندن کتاب را دوست ندارید، چرا می‌خواهید بنویسید؟

۳- انتخاب زاویه دید برای داستان (novel’s point of view)

کلاً برای انتخاب زاویه دید برای روایت داستان چند سبک وجود دارد:

الف) اول شخص: داستان از منظر نویسنده اصلی داستان گفته می‌شود. ضمیر اصلی ن مورد استفاده در روایت داستان “من” است

ب) دوم شخص: خواننده مستقیماً مورد خطاب قرار می‌گیرد و از آنها می‌خواهد كه خود را در در قالب شخصیت داستان قرار دهند. ضمیر اصلی مورد استفاده در این نوع زاویه دید “شما” است.

ج) سوم شخص نوع اول: راوی فقط بینش و افکار و احساسات یک شخصیت واحد را در یک زمان دارد. ضمایر مرتبط با این زاویه دید عبارتست از او  یا آنها.

د) سوم شخص نوع دوم: راوی فردی است آگاه به تمامی شخصیت‌های داستان و می تواند هر اتفاقی را برای هر شخصیت در هر نقطه از داستان برملا کند. ضمایر مورد استفاده همانند سوم شخص نوع اول است.

شما نیز برحسب علاقه خود می‌‌توانید زاویه دید برای روایت داستان را برحسب این موارد انتخاب نمایید.

۴- انتخاب زمینه داستان

به این جمله دقت کنید:

“ملکه بر تحت پادشاهی جلوس نمود و ملازمان در کنار او ساکن شدند”

فرض کنید شما با این ادبیات و این سمبول‌ها (مانند ملکه و ملازمان وی) داستانی از عصر جدید را روایت می‌کنید! طبیعتاً نه لحن داستان و نه سمبولها و نقش‌ها متناسب با عصر جدید نیست. بارها افرادی رمان‌‌هایی از فرهنگ‌های غیر ایرانی نوشته‌اند که تماماً نمادها و باورها و ارزشهای ایرانی در داخل آن جلوه‌گر می‌کرد. شاید با این مثال متوجه منظورمان از زمینه داستان شده‌اید. بله، هر فرهنگی و هر کشوری یک زمینه دارد که آن را باورها، اتفاقات تاریخی، ارزشها و فرهنگ خاصی وجود دارد.

بنابراین، وقتی می‌خواهید داستانی را خارج از زمینه‌ای که از آن اطلاعات ندارید بسازید، حتماً می‌بایست در مورد اختصاصات زمینه‌ای آنجا اطلاعات خوبی کسب کنید. به صورت ساده‌تر از خود بپرسید این داستان در کجا و در چه تاریخی رخ داده است؟ سپس بر حسب تناسب جوابتان الزامات زمانی و مکانی را رعایت نمایید.

۵- توسعه دادن شخصیت‌های اصلی داستان

برای پردازش شخصت‌های داستان از کجا می توانید شروع کنید؟ در زیر الگویی را برای پردازش شخصیت‌های داستان ارایه می‌دهیم:

 ۱- هدف: شخصیت شما چه می‌خواهد؟ به عنوان مثال، هدف هری پاتر شکست لرد ولدمورت است.    

۲- انگیزه: چرا شخصیت شما این هدف را دارد؟ هری باید لرد ولدمورت را تضمین کند تا امنیت جادوگران جهان را تضمین نماید و انتقام پدر و مادر مرده خود را بگیرد.

۳- پویا یا ایستا: آیا شخصیت شما در طول دوره داستان دچار تحولات اساسی خواهد شد یا تا حد زیادی یکسان خواهند ماند؟

پس از ایجاد این عناصر اصلی، می‌توانید به بررسی جنبه‌های دیگر شخصیت‌های خود بپردازید و آنگاه:    

الف) یک فایل برای هر کاراکتر ایجاد کنید که همه چیز از ظاهر گفته تا شخصیت فردی و خانواده او را پوشش دهد. هرمطلب یا ایده جدیدی که برای یک شخصت به ذهنتان رسید می‌توانید فایل همان شخصیت را باز کرده و در آن اضافه کنید.

ب) تاریخچه‌ای کلی از هریک از شخصیت‌های خود به وجود آورید و سعی کنید بین این تاریخچه‌ها و شخصیت‌‌های داستان هماهنگی‌هایی به وجود آورید.

ج) نام هریک از شخصیت‌های خود را انتخاب کنید و من بعد وقتی فکر می‌کنید، با نام هریک از شخصیت‌‌ها را خطاب کنید و در ذهن خود مرور کنید.

۶- تعیین نمودن جدال‌ها، تعارضات و اشتراکات داستان

به عقیده Kurt Vonnegut یكی از جهانی ترین انواع داستان، داستان “مردی در یک سوراخ” است: كسی دچار مشكل می‌شود و سپس سعی می كند از آن خارج شود. نوع دوم داستان “شکست عشقی” است: کسی چیزی دارد، آن را از دست می دهد و سپس سعی می کند تا آن را بازگرداند. در هر دو مثال، یک درگیری وجود دارد که داستان را هدایت می کند و در واقع، در صورت عدم درگیری، یک رمان واقعاً فقط یک گزارش طولانی است. درگیری همان چیزی است که باعث می‌شود مسیر شخصیت‌های شما برای دستیابی (یا عدم دستیابی) هدفشان برای خوانندگان جالب باشد این مجموع موانعی است که شخصیت اصلی در طول مسیر با آن روبرو می‌شود.

در رمان‌ها دو مقوله گسترده از تعارض وجود دارد و برای جذاب شدن داستان ایده خوبی است که هر دو را شامل شود:

کشمکش داخلی: ویژگی‌های شخصیتی و درونی و ذاتی هریک از شخصیت‌های داستان را شامل می‌شود که هنگام تلاش برای رسیدن به هدف خود مانع می‌شوند. به عنوان مثال، درگیری درونی Frodo در ارباب حلقه‌ها این است که نگذارد حلقه او را فاسد کند.

کشمکش خارجی: به مجموعه شرایط و موانعی که خارج از کنترل شخصیت یا شخصیت‌های داستان هستند و مانع از دستیابی آنها به هدف خود می‌شود. برای مثال، داشتن رقیب یا زقبای عشقی قدرتمند در داستان‌ها.

در کنار ایجاد موانع و تعارضات برای شخصیت‌های داستان یک نتیجه مثبت و جذاب نیز باید در کنار آنها باشد. برای مثال، در صورتی که شخصیت اصلی از موانع و رقبای خود بگذرد، چه نتیجه  عایده‌ای حاصل می‌شود؟ عایده این خواهد بود که معشوقه او نیز به شدت علاقمند به وی است و در صورتی که رقبا پیروز شوند زندگی آینده معشوقه بسیار تلخ و تحقیر آمیز و اجباری خواهد بود. تعارضاتی جالب هستند که در پس آن عوایدی نیز باشند که بسیار مهم هستند.

۷- ایجاد طرح کلی رمان

در دنیای داستان نویسی، اغلب دو نوع نویسنده وجود دارد: برنامه‌ریزها، بدون برنامه‌ها. برنامه‌ریزها، همانطور که احتمالاً حدس زده اید، قبل از شروع نوشتن، برنامه ریزی می‌کنند که رمان آنها به کجا می‌رود. بدون برنامه‌ها معمولاً یک ایده کلی درباره چگونگی داستانشان خواهند داشت، اما کار نوشتن را بدون انجام هرگونه ترسیم اولیه و برنامه شروع می‌کنند. اگر هدف نهایی شما نوشتن و انتشار رمان است، ما به شما پیشنهاد می‌دهیم که راهکارهای برنامه‌ریزان را دنبال کنید و یک طرح کلی ایجاد کنید. این برنامه اولیه و پلان به شما در جای جای داستان کمک خواهد کرد. برای مثال، گاهاً اصلا نمی‌دانید که دیگر چه بنویسید؛ به سادگی به برنامه اولیه مراجعه می‌کنید وبا دیدن مسیر اصلی، شروع به نوشتن مجدد می‌کنید. روش‌های بی‌شماری برای ترسیم برنامه برای یک رمان وجود دارد، اما در اینجا به ذکر چند روش بسنده کرده‌ایم.

الف) نقشه ذهنی. یک نمودار یا نوعی نمایش تصویری از نقاط، کاراکترها، مضامین، درگیری‌ها و فصل‌های خود ایجاد کنید.

ب) خلاصه داستان. طرح کلی مفصل تر که شامل کلیه عناصر اصلی داستان در طول دو یا سه صفحه می شود: نقشه، شخصیت‌ها، درگیری‌ها و مضامین.

ج) نقاط بحرانی داستان. نقاط بحرانی داستان را مشخص سازید. همچنین، هریک از شخصیت‌های داستان یک نقاط بحرانی یا چالش برانگیز می‌تواند داشته باشد که آنها را تعیین کنید و ترسیم نمایید. در آینده می‌توانید از این به عنوان نقشه راه روایت داستان استفاده کنید.

د) ترسیم اسکلت اصلی داستان. فقط نکته‌های اصلی طرح را یادداشت کنید. از آن به عنوان نقشه راه کلی استفاده کنید. برای مثال، شما می‌خواهید از تهران به اصفهان، سپس به شیراز و تبریز بروید. در این مسیر شما هزاران شهر و روستا را خواهید دید اما در برنامه اولیه داستان، صرفاً مسیرهای اصلی را می‌نویسنید که عبارت است از تهران، اصفهان، شیراز و تبریز.

و) ایجاد طرح داستان بر اساس شخصیت‌های داستان. نقشه داستان را با نقشه برداری از پیشرفت شخصیت‌‍‌ اصلی داستان، ضعف او، چالش‌ها و نقاط بحرانی شخصیت اصلی ترسیم کنید.

ه) ترسیم طرح داستان از طریق صحنه‌ها و توالی زمانی. صحنه‌های اصلی را برحسب توالی زمانی در کنار هم بچینید تا نقشه‌ای شود برای روایت داستان در مراحل دیگر.

۸- طرح‌ریزی ساختار برای داستان

در حالی که درست است که همه داستانها یک آغاز، یک میانه و یک پایان دارند،