نوشته‌ها

تعداد صفحات کتاب چقدر باید باشد؟

تعداد صفحات کتاب چقدر باید باشد؟

بیشتر افرادی که قصد دارند کتابی بنویسند در آغاز این سوال در ذهنشان پدید می‌آید که تعداد صفحات کتاب چقدر باید باشد؟ احتمالاً فردی که قصد دارد کتابی را بنویسد، اطلاعات زیادی در حیطه موضوعی کتاب داشته باشد و این سوال به وجود آید که آیا امکان دارد تمام مطالب را در قالب یک کتاب جمع آوری کند؟ همچنین علاوه بر امکان جمع‌آوری همه اطلاعات از آنجایی که تعداد صفحات یک کتاب در هزینه آماده‌سازی و چاپ کتاب تاثیر دارد بار دیگر این موضوع اهمیت زیادی پیدا می‌کند. در زیر با مطالعه وب سایت‌های مختلف سعی نموده‌ایم چند پیشنهاد ارزشمند را برای پاسخگویی به سوال اصلی (تعداد صفحات کتاب چقدر باید باشد؟) ذکر کنیم.

تعداد صفحات کتاب چقدر باید باشد؟

پیشنهادات را در ۴ مرحله به شکل زیر می‌توان ارایه نمود:

۱- در مرحله اول می‌بایست بینش و تصور خود را در باره کتابتان مشخص سازید.

برای روشن شدن بینشی که درباره کتابتان دارید پرسیدن این سوالات می‌تواند مفید باشد:

الف) آیا کتابی با تعداد صفحات کم و جمع و جور می‌خواهید (این کتاب معمولاً بین ۳۰ تا ۴۰ هزار کلمه دارد)؟

ب) آیا می‌خواهید کتاب غیرداستانی (مانند کتاب‌های آموزشی و دانشگاهی) استاندارد نگارش کنید (این کتاب حدود ۸۰ هزار کلمه دارد)؟

ج) آیا می‌خواهید کتابی در اندازه و فورمت بزرگ داشته باشید (۱۰۰ صفحه ۴۰ هزرا کلمه، یا ۲۰۰ صفحه ۸۰ هزار کلمه)؟

پاسخ به این سوالات می‌تواند چهارچوب کلی کتاب را مشخص سازد. معمولاً ناشران قطع و تعداد صفخات مثلاً یک کتاب غیرداستانی استناندارد را می‌دانند و یا اینکه اگر می‌خواهید یک کتاب با تعداد صفحات کم و جمع و جور بنویسید (برای مثال اصول و مبانی زندگی از دیدگاه خودتان، یا گرداوری جملات مثبت) تقریباً مشخص می‌کند که شما باید چقدر بنویسید و چه تعداد صفحه به وجود آید.

۲- محتوای مورد نظر را با بینشی که در مرحله قبل به وجود آمده تطابق دهید.

برای مثال، اگر شما به این بینش رسیدید که می‌خواهید کتابی جمع و جور بنویسید و موضوع متنی که در نظر دارید ” ۱۰ مرحله بهبود زندگی است” و می‌خواهید کتاب را در ۱۰ فصل ۱۰ یا ۱۵ صفحه‌ای آماده کنید، این حجم از کتاب نمی‌تواند یک کتاب جمع و جور و کوچک باشد. در این شرایط، هدف شما با متنی که در نظر دارید تعارض دارد و می‌بایست یا بینش‌تان را عوض کنید و یا اینکه متن کتاب را کاهش دهید.

۳- همیشه تعداد کلمات را در نظر بگیرید نه تعداد صفحات.

فرض کنید فردی در حال نوشتن یک کتاب غیرداستانی است و بعد از اتمام، تعداد صفحات آن حدود ۲۵۰ صفحه ولی تعداد کلمات بین ۳۰ هزار تا ۳۵ هزار کلمه شود. این تعداد کلمه برای یک کتاب غیرداستانی استاندارد کم است. فاصله خطوط، فونت مورد استفاده و حاشیه صفحه می‌تواند باعث افزایش تعداد صفحات کتاب شود اما تعداد کلمات متناسب با تعداد صفحات نخواهد بود. در یک صفحه معمولاً ۲۵۰ تا ۳۰۰ کلمه می‌تواند جا بگیرد. بنابراین، در آماده سازی کتاب توجهتان بیشتر به تعداد کلمات باشد تا تعداد صفحات.

۴- وقتی به بینش درباره نوع کتاب و اندازه آن رسیدید، برنامه ریزی کنید تا کاری به همان اندازه به وجود آورید.

اگر شما می‌خواهید کتاب غیرآموزشی استاندارد نگارش کنید بنابراین در صدد هستید که یک کتاب با حدود ۱۵۰ الی ۲۰۰ صفحه با تعداد کلمات حدوداً ۸۰ هزار کلمه تولید کنید. بنابراین، برنامه‌ریزی را طوری انجام دهید که بتوانید دقیقاً بر همین منوال عمل کنید.

اگر قصد چاپ کتاب و ترجمه کتاب را دارید، همین حالا سفارش خود را ثبت کنید تا همکاران ما با شما تماس بگیرند.

چگونه یک رمان بنویسیم؟

چگونه یک رمان بنویسیم؟

شاید شما نیز جزو آندسته از افرادی باشید که که علی‌رغم خواندن کتاب رمان‌های متعدد، تصمیم گرفته باشید رمانی را بنویسید اما نمی‌دانید چگونه شروع کنید. در اینجا ۷ توصیه مهم از رمان نویسان بزرگ دنیا برای شما ارایه خواهیم نمود تا شاید گره از کار شما گشوده شود. نوشتن اولین رمان معمولاً چالشی بسیار بزرگ است که تصاویر و اتفاقات مبهم و تیره و تاری در ذهن نویسنده از آینده کتابی که در حال نگارش است به وجود خواهد آورد. در بسیاری از افراد، خواندن رمانهای متعدد این انتظار را به وجود می‌آورد که اگر آنها شروع به نوشتن یک رمان کنند، یقیناً خیلی راحت بتوانند از عهده کار برآیند؛ اما باید در همین قدم اول به افرادی که قصد نوشتن رمان دارند بگوییم لزومی ندارد اگر شما یک عمر موسیقی گوش کرده‌اید، شروع به نواختن یک از آلات موسیقی بکنید قبل از اینکه آموزشی دیده باشید. توصیه‌های مهمی که در اینجا مطرح خواهد شد نیز صرفاً بخشی از آموزش‌های تاثیرگذاری است که در حین فرآیند تمرین برای نگارش، بسیار مفید و موثر خواهند بود.

+ چاپ کتاب رمان

چگونه یک رمان بنویسیم؟

در اینجا ۷ توصیه اساسی برای پاسخ به این سوال که چگونه یک رمان بنویسیم؟ ذکر می‌کنیم. جهت سهولت در مطالعه ۷ توصیه مهم را به دو بخش تقسیم کرده‌ایم. در این مطلب به ذکر ۳ توصیه و در مطلب بعدی به ذکر ۴ نقطه از این ۷ توصیه خواهیم پرداخت.

۱- خوب بفهمید که چرا می‌نویسید و چه چیزی می‌خواهید بنویسید؟

قبل از اینکه قلم بر روی کاغذ یا دستی بر روی کلید کیبورد بگذارید، دقیقاً به این مساله چه از طرف خود و چه از طرف خوانندگان خود فکر کنید که در حال انجام چه کاری هستید؟ چرا می‌خواهید رمانی را بنویسید؟ ملاک موفقیت از نظر شما چه خواهد بود؟ آیا می‌خواهید فقط کتابی به نام خودتان چاپ کنید؟ یا می‌خواهید با واژه‌ها و کلماتتان اندک تغییری در احساسات و زندگی خوانندگانتان ایجاد کنید، و یا اینکه می‌خواهید درآمد خوبی کسب کنید؟ پاسخ به هریک از این سوالات بسیاری از موارد مبهم را چه در حال حاضر و چه بعداً تغییر خواهد داد.

بعد از پاسخ به این سوالات، سعی کنید مخاطبین خود را بشناسید. یعنی، احتمال می‌دهید چه دسته از افرادی مخاطبین شما باشند؟ آنها احتمالاً  چه نویسندگان دیگری را دوست دارند؟ پاسخ به این سوالات نیز می‌تواند کمک شایانی در انتخاب داستان و نوع روایت شما داشته باشد.

یکی دیگر از بهترین کارها این است که ۵ الی ۱۰ رمان از بهترین رمانهای چاپ شده که احساس میکنید شبیه به رمانی خواهند بود که شما می‌خواهید نگارش کنید را لیست کنید. با بررسی این کتابها و میزان فروش و استقبال مخاطبین از آنها در سالهای اخیر متوجه خواهید شد که کتاب شما بعد از نگارش و اتمام احتمالاً چه وضعیتی خواهد داشت.

۲- قدرت خلاقیت خود را آزاد کنید.

برای میدان دادن به خلاقیت خود می‌توانید:

الف) به کنجکاوی‌هایتان اهمیت دهید.

ب) جرقه‌هایی که گهگاهی در ذهن پدید می‌آیند را یادداشت کنید.

ج) مطمئن باشید افرادی وجود دارند که علاقه‌مندی آنها مشابه با علاقمندی شما است.

کنجکاوی. وقتی در کتابفروشی هستید بیشتر به کدام کتاب‌ها نگاه می‌کنید؟ بیشتر به چه فیلم‌هایی علاقمند هستید؟ چه مکالماتی را بیشتر از بقیه ترجیح می‌دهید و بیشتر دوست دارید در چه موضوعاتی صحبت کنید؟ وقتی وارد یک شهر جدید می‌شوید دوست دارید کدام بخش‌های آن را اول از همه ببینید؟ آیا به جاهای تاریخی بیشتر علاقه دارید یا به مکانهای تفریحی و ساختمانهای مدرن؟ چه نوع غذاهایی را دوست دارید بخورید؛ فست فودها یا غذاهای سنتی؟ آیا علاقه‌ای به فرهنگ بومی آن ملت دارید یا خیر؟ همه این سوالها می‌تواند کنجکاوی‌ها و علایق شما را مشخص کنند و همین مساله می‌تواند مشخص کند که حوزه نوشتاری شما بیشتر در چه زمینه‌ای خواهد بود؟

جرقه‌های ذهنی. گهگاهی ایده‌های گذرایی از ذهن خطور می‌کنند که معمولاً بر اثر حضور در مکانی، قرار گرفتن در فضایی و امثالهم ایجاد می‌شوند. بهترین کار ممکنه این است که همان لحظه چنین جرقه‌هایی را یادداشت کنید زیرا این احتمال زیاد وجود دارد بعد فراموش کنید. این جرقه‌ها می‌توانند ایده‌‌های بسیار خوبی را در ذهن متبلور نمایند.

علایق مشترک. اگر شما تصور کنید در محله یا جمع دوستان و یا اینکه شهری که زندگی می‌کنید علایق محدودی وجود دارد و بیشتر افراد یا دوستان علایقی مشترک با شما ندارند و تصمیم بگیرید از آن علایق صحبت نکنید و یا ننویسید کار اشتباهی کرده‌اید. مطمئن باشید که افراد زیادی وجود دارند که علایق شما با علایق آنها مشترک است و بنابراین شما می‌توانید مخاطبان خود را پیدا کنید. مخاطبان شما گاهاً خارج از حلقه دوستان، شهر، و حتی کشور است. برای مثال، شاید برای شما رفتن به قبرستان تجربه‌ای آرامبخش باشد، اما برای اکثر دوستان و اکثر افراد تجربه‌ای وحشت آورد و افسردگی‌آور. اما مطمئن باشید افراد زیادی خارج از حلقه دوستان و شهر شما وجود دارند که دقیقاً آنها نیز تجربه مشترکی با شما دارند.

۳- به جای کنار هم قرار دادن صرف کلمات، داستان بنویسند.

بسیاری از رمان نویسان رمان خود را با نوستن  کلمات پشت سر هم بدون هیچ گونه مسیر و هدفی شروع می‌کنند و اندکی بعد خودشان نیز در این ابهام فرو می‌روند. برای پرهیز از اینکار می‌بایست به رمان‌هایی که علاقه دارید و رمان‌های قوی نیز محسوب می‌شوند نگاه کنید. وقتی صرفاً یک رمان را می‌خوانید، شاید متوجه این هنرمندی‌ها و ساختارهای دقیق نشوید. اما وقتی اینبار همان رمان را می‌خواهید از دیدگاه ساختار و نقطه شروع و پایان بررسی کنید، نکات بسیار زیادی را خواهید آموخت.

معمولاً ساختار رمان‌های قدیمی در سه برهه زمانی کلی استوار می‌شود: ۱- نقطه شروع، ۲- نقطه میانی، ۳- نقطه پایانی

در نمودار زیر، ساختار اصلی و عناصر رمان‌های کلاسیک را می‌بینید.

Untitled

به عنوان مثال، رمان Hunger Games را در نظر بگیرید. این کتاب در آغاز با کلمات و واژگان عادی شروع می‌شود؛ جایی که کاتنیس به دنبال غذا برای خانواده اش در منطقه ای است که توسط دولت مرکزی مورد ستم واقع شده است. برای کمک به کتنیس، خواهر او پرایم هم اضافه می‌شود  از اینجاست که با اضافه شدن اقدام اول داستان شروع می‌شود. اقدام دوم داستان،  مهیا شدن برای بازی‌ها و موانع موجود در آن است جایی که کتنیس مجبور است تا برای نجات جان خود مبارزه کند. او تا زمانیکه پتا را ترک کند، با مصیبت‌های زیادی مواجه می‌شود. در اوج داستان، رئیس جمهور اسنو شکست می‌خورد و داستان نهایت با برگشتن این منطقه ستمدیده به حالت عادی، شکل عادی بخود می‌گیرد.

اگر قصد چاپ کتاب رمان دارید، می‌توانید از طریق شماره‌های تماس و ایمیل انتشارات، با ما در ارتباط باشید.

هنگام خواندن کتاب ترجمه شده چه چیزهایی از دست می دهیم؟

هنگام خواندن کتاب ترجمه شده چه چیزهایی از دست می دهیم؟

با پیشرفت روز افزون صنعت ترجمه و چاپ کتاب دنیای جدیدی از ادبیات سراسر جهان برایمان گشوده شده است. به این ترتیب ما قادر شده‌ایم به متونی دسترسی پیدا کنیم که آنها در قالب زبانهای دیگر دور از دسترس ما بوده‌اند. با این حال، مسائل مختلفی نیز در این صنعت وجود دارد و نیاز است تا به برخی از ابهامات پاسخ داده شود یکی از مهمترین سوالاتی که وجود دارد این است که هنگام خواندن کتاب ترجمه شده چه چیزهایی از دست می دهیم؟ در این مطلب به واکاوی این مطلب و عناصری که احتمالاً در خواندن کتاب آنها را از دست می‌دهیم، می‌پردازیم.

+ بیشتر بخوانید: چگونه کتاب ترجمه کنیم؟

هنگام خواندن کتاب ترجمه شده چه چیزهایی از دست می دهیم؟

مساله‌ موجود در ترجمه متون این است که زبان ترجمه شده با زبان اصلی مورد استفاده در متن کتاب (زبان نویسنده) تفاوت دارد. مفاهیم، واژگان، معانی و کلمات معمولاً تاریخچه ای در هر زبان دارند و همین مساله پیچیدگی‌های کار را برای ترجمه زیاد میکند. در ترجمه مواقعی وجود دارد که برخی لغات غیرقابل ترجمه می‌شوند و برخی ساختارهای گرامری و زبانی، و ظرفیت‌های زبانی غیرقابل تبدیل به زبان دیگری هستند. در کنار همه اینها کلمات کوچه بازاری و کاملاً مختص به یک منطقه را نیز داریم! تمامی این موارد گواهی است بر این که کار ترجمه یک کار بسیار هیجان‌انگیز و و شبیه یک فعالیت ماجراجویانه است و در این ماجراجویی، عناصری قربانی خواهند شد.

هرچند علم ترجمه اینک یک علم آماتور نیست و در دانشگاه‌ها رشته‌ای با عنوان مترجمی زبان تاسیس شده و در کل دنیا تدریس می‌گردد، اما بسیاری از تئوری‌های موجود در ترجمه بر این اذعان می‌دارند که ترجمه دقیق یک کتاب کاری غیرممکن است. برخی از احساسات و فضاها در کار ترجمه نمیتواند به درستی منتقل شود اما کار باید بر این متمرکز شود که نیت و هدف دقیق نویسنده منتقل شود. در زیر به ۳ عنصر اصلی که در هر کار ترجمه‌ای احتمال دارد منتقل نشود و خوانندگان آن را از دست دهند اشاره می‌کنیم.

۱- صدا و لحن نویسنده

جی روبین، مترجم کتابهای نویسنده ژاپنی (هاروکی موراکامی)، در مصاحبه با یک روزنامه اذعان نمود که وقتی خواننده کتابهای ترجمه شده هاروکی موراکامی را می‌خواند، در حقیت شما دست کم ۵۰ درصد کتاب را با صدا و لحن من (مترجم) می‌خوانید. وقتی جملات و کلمات ژاپنی در ساختارهای کلمات و جملات و گرامر انگلیسی قرار می‌گیرند در حقیقت باید قبول کنیم بخشی از لحن و صدای نویسنده اثر در این قالبها و ساختارها گم می‌شود و ساختارهای جدید می‌تواند نمادی از صدا و لحن مترجم باشد.

هنگام خواندن کتاب ترجمه شده چه چیزهایی از دست می دهیم؟

۲- بازی با کلمات

در هر زبانی کلمات هم آوا وجود دارند که با کنار همدیگر قرار گرفتن‌شان می‌توانند هم واج آرایی زیبایی به وجود آورند و هم اینکه معانی جالبی را در کنار هم متداعی سازند. برای مثال به “Earnest Ernest” توجه کنید. در زبان فارسی این دو کلمه به معنای ارنست مشتاق یا جدی است. کلمه اول صفت و کلمه دوم اسم یک فرد است. وقتی شما کتاب انگلیسی را می‌خوانید کنار هم قرار گرفتن این دو کلمه صدا و آهنگ جالبی را تولید می‌کند اما وقتی می‌خواهیم آن را ترجمه کنیم، این ساختار از بین می‌رود. این تنها نمونه‌ای از مثالهای فراوان برای فن بازی با کلمات است.

۳- سبک نویسنده

وقتی که متنی را به زبان دیگری ترجمه می‌کنیم، تغییرات قابل توجهی در سبک نوشتاری نویسنده ایجاد می‌کنیم. این مشکل از زبانهایی نشات می‌گیرد که مترجم قصد دارد کتاب را به آن زبان ترجمه کند. حال تصور کنید که مترجم برای ترجمه متون شعری (نظم) و آثار نثر ثقیل مانند آثار شکسپیر با چه مشکلاتی مواجه خواهد شد. تا چه حدی خوانندگان سبک نویسندگی یا شاعری نویسنده و شاعر را از دست می‌دهند.

این سه عنصر از اصلی‌ترین عناصری است که در کار ترجمه تاحدودی از دست می‌روند. اما، ما بر این باور هستیم که مترجمان با دقت و ممارست در کار، و افزایش دانش خود در زبان مبدا و مقصد و توجه به نکاتی چند در ترجمه کتاب (ترجمه کتاب و چهار نکته طلایی برای مترجمان) می‌توانند این مشکلات را به حداقل سطح آن تقلیل دهند. به زعم خود خوانندگان نیز، برخی از کتابهای ترجمه شده وجود دارد و به حدی جذاب ترجمه شده‌اند که گاهاً میزان جذابیت آن از متن اصلی کتاب نیز فراتر می‌رود.

اگر قصد چاپ کتاب و ترجمه کتاب را دارید، همین حالا سفارش خود را ثبت کنید تا همکاران ما با شما تماس بگیرند.

 

چاپ کتاب و اهمیت تحلیل بازار

چاپ کتاب و اهمیت تحلیل بازار

یکی از مهمترین مراحل چاپ کتاب، تحلیل بازار کتاب است. تحلیل بازار کتاب چیست و دقیقاً به چه فرآیندهایی اطلاق می‌شود؟ در این مطلب می‌خواهیم به این سوال پاسخ دهیم و روشن سازیم که چرا تحلیل بازار می‌تواند همانند چراغی در دست نویسندگان، انها را راهنمایی کرده و موفقیت‌شان را تضمین کند. چاپ کتاب یک صنعت است و تمامی ویژگی‌های صنایع دیگر را دارد. برای مثال، وقتی یک کارخانه تولیدی، به تولید محصولات خود می‌پردازد، تمام توان خود را به کار می‌گیرد که در آغاز نیاز مشتریان خود را بشناسد، ضعف‌های دیگر رقبای خود را تحلیل کند، و آنها را در نهایت راضی نگه دارد. هرچند، به معنای واقعی کلمه ممی‌توان صنعت چاپ کتاب را یک صنعت صرف مادی دانست، اما مسائل اقتصادی شریان حیاتی هر جریانی است و صنعت چاپ نیز از این قاعده مستثنی نیست. بنابراین، چه نویسندگان کتاب و چه ناشران کتاب از تحلیل بازار سود خواهند برد.

چاپ کتاب و اهمیت تحلیل بازار

بسیاری از ناشران کتاب مسئولیت تحلیل بازار را خود به عهده می‌گیرند. یعنی بازار را تحلیل کرده، شکاف‌ها و نقایص را تشخیص می‌دهند، نیازهای جدیداً به وجود آمده را کشف می‌کنند و برحسب این تحلیل و ارزشیابی اولیه به نویسندگان پیشنهاد نگارش می‌دهند. باید بگوییم که بهترین نوع چاپ کتاب همین روش است. معمولاً برونداد این روش کتابی بسیار باارزش و پر مخاطب خواهد بود که از بعد معنوی باعث رفع مشکل بسیاری از مخاطبان خواهد شد و از بعد مادی فروش مستمر و بسیار خوبی را خواهد داشت.

در شکل دیگر چاپ کتاب، خود نویسنده این تحلیل بازار را انجام می‌دهد. احتمال دارد نویسنده کتاب بخشی از جامعه آموزشگاهی است و با مخاطبان خود رابطه مستقیمی دارد و نیازهای آنها را خوب تحلیل نموده و کتابی را نگارش کرده است. این روش نیز روش خوبی است. منتها این اشکال وجود دارد که شاید نویسنده از بازار کتاب اطلاعی ندارد و مشابه کتاب وی و چه بسا قوی‌تر از آن شاید قبلاً چاپ شده است. در این حالت، تمامی انرژی و زمان نویسنده به هدر خواهد رفت و احتمالاً انتشارات مختلف نیز تمایلی به چاپ این کتاب نداشته باشند.

در روش سوم که بدترین روش ممکنه می‌باشد، مولف بدون توجه به هیچ فاکتوری به نگارش یا ترجمه یک کتاب می‌پردازد و حتی در یک انتشارات نیز کتاب خود را به چاپ می‌رساند. این روش یکی از ضعیفترین روشهای ممکنه می‌باشد. در این روش نابودی منابع مهم و با ارزشی جون وقت و هزینه، کاغذ و مواد مربوط به چاپ کتاب قطعی است.

بهترین روش آن است که نوینسدگان خود را به ناشران معرفی کنند تا اگر ایده‌ای داشته باشند به آنها معرفی کنند (همانند روش اول). اما واقعیت این است که در ایران این روش بسیار بسیار نادر است. عمده کتابها مانند روش دوم چاپ می‌شوند و متاسفانه برخی از کتابها نیز مانند روش سوم.

بنابراین می‌توان گفت که تولید کتاب باید بر اساس یک برنامه و هدف باشد. بسیاری از نخبگانی که به نگارش رمانهای ماندگار پرداخته‌اند یقیناً بازار را تحلیل نکرده‌اند. اما اگر تاریخ مختص هر کشور را بخوانید متوجه می‌شوید که آثار نویسندگان نخبه آیینه تمام نمایی از نیازهای آن روز مردم سرزمینشان بوده است. مردم با خواندن آثار آنها به سوالاتی که اخیراً و یا شاید دهه‌ها ذهن آنها را به خود مشغول نموده بود پاسخ گرفته‌اند. این دقیقاً همان تحلیل بازار است منتها چنین نخبگانی بسیار انگشت شمار هستند تا در آثار خود به سوالات جهان شمول و وسیع پاسخ‌هایی ارایه دهند و یا موضوعات را حلاجی کنند. نویسندگان در سطح معمولی و خوب اصولاً حیطه اختصاصی‌تری را می‌بایست انتخاب نمایند و باید مطمئن شوند که این حیطه اختصاصی مخاطبانی را دارد.

چاپ کتاب و اهمیت تحلیل بازار از این نوشته تقریباً مشخص می‌گردد. انتشارات نارون می‌تواند در حوزه تحلیل بازار توصیه‌هایی را برای نویسندگانی که قصد خلق آثاری را دارند ارایه دهد. شما می‌توانید با شماره‌ تماس‌های ما و یا با آدرس ایمیل ما در ارتباط باشید.

اگر قصد چاپ کتاب و ترجمه کتاب را دارید، همین حالا سفارش خود را ثبت کنید تا همکاران ما با شما تماس بگیرند.

7 رمز موفقیت در نگارش کتاب غیرداستانی را بشناسید

۷ رمز موفقیت در نگارش کتاب غیرداستانی را بشناسید

نگارش کتاب و چاپ کتاب داستانی و غیرداستانی و نخوه انجام آن همانند انجام بسیاری از مهارتهای دیگر است. فقط کافی است این عقیده را که موفقیت اتفاقی نیست قبول کنید؛ بعد از قبول این واقعیت به دنبال راه و چاره انجام موفقیت آمیز یک کار خواهید پرداخت و به احتمال بسیار زیادی کیفیت کارتان بالاتر خواهد رفت. چرا برخی از کتب دانشگاهی و یا سایر کتابهای غیرداستانی پرفروش می‌شوند؟ برای مثال، یک کتاب کمک آموزشی یا آموزشی می‌تواند در رقابت با تمامی کتابهای موجود در بازار رکورد فروش سال را بزند. همه این موفقیت‌ها برحسب اتفاق و شانس نیست و اگر خوب بررسی کنید مشاهده خواهید کرد که فرآیندهای پیچیده‌ و تاثیرگذاری در موفقیت آن به چشم می‌خورد. با مطالعه منابع مختلف، در اینجا با ارایه مطلبی با عنوان ۷ رمز موفقیت در نگارش کتاب غیرداستانی را بشناسید قصد آن داریم تا ریزه‌کاری‌های موجود در نگارش کتاب‌های غیرداستانی موفقیت آمیز را برای شما بیان نماییم.

+ نگارش کتاب پر فروش و چند پیشنهاد عالی برای آن

+ تفاوت اثر گردآوری شده و اثر تالیفی

۷ رمز موفقیت در نگارش کتاب غیرداستانی را بشناسید

۱- مخاطبین خود رابشناسید. تمام مولفین کتاب می‌دانند که محصول تولید شده آنها نهایتاً باید نیازی از نیازهای مختلف خوانندگان خود را برآورده سازد. کتابهای داستانی و رمان و شعر کتابهایی هستند که فارغ از نیازهای مخاطبین خود احتمال فروش رفتن دارند زیرا افراد در هر سن و نیازی که باشند برخی رمانها و کتاب شعر را می‌خوانند. اما کتابهای غیر داستانی مخصوصاً کتابهای آموزشی اینگونه نیستند. برای مثال، اگر محتوای کتاب شما شامل اطلاعات عمومی باشد که به راحتی از طریق اینترنت به همه آنها بتوان دست یافت یا آن اطلاعات هم اکنون در بسیاری از فضاهای مجازی و شبکه‌های اجتماعی بازنشر می‌شوند هیچ جذابیتی برای خوانندگان نخواهند داشت. اما اگر مستقیماً برای رفع نیاز و نقص علمی و دانشگاهی کتابی نوشته شود که این نیاز در بستر جامعه معین و واضح است قطعاً کتاب موفقی خواهد بود.

۲- به توانایی‌های خود تاکید کنید. ایده نگارش یک کتاب نباید حتماً در یک زمینه بسیار خاص و مختص به خودتان باشد. قطعاً افراد دیگری نیز وجود دارند که در آن حیطه و فیلد اقدام به نگارش کتاب کرده‌اند. کافی است شما توانایی‌های خود را بشناسید و مفاهیم را قابل درک‌تر و به زبان خود و با استفاده از استعداد و توانایی خاص خود به گونه‌ای مرقوم کنید که محتوای خاصی داشته باشد. این را نیز در نظر بگیرید که اگر در حیطه‌ای کتابهای زیادی نوشته شده باشد، به این معنی است که آن حیطه، حیطه قوی و زنده‌ای است و شک نکنید که اگر کتاب خوبی با فاکتورهایی که در بالا ذکر شد نگارش کنید، موفق خواهد بود.

۳- در درون کتاب از مثال‌های واقعی استفاده کنید. برای خواننده‌ای که می‌خواهد کتابی را بخرد محتوای کتاب باید مرتبط به آنها باشد. شما با استفاده از مهارتهایی می‌توانید این محتوا را بیشتر با آنها مرتبط‌تر سازید بدین شکل که فارغ از اینکه کتاب شما در چه حیطه‌ای نوشته می‌شود از مثال‌های زنده و واقعی، شخصیت‌های واقعی و تجارب واقعی بنویسید. وقتی تجارب واقعی وجود داشته باشد معمولاً خوانندگان کتاب بیشتر احساس خواهند کرد که کتاب متناسب با آنها نگارش شده است.

canva-viral-posts

۴- بیشتر از آنکه می‌نویسید، بخوانید. هرچقدر بتوانید مهارتهای نوشناری خود را قوی‌تر سازید بهتر خواهید نوشت؛ این واقعیتی است که بسیاری از مولفان بزرگ و موفق همیشه به آن اذعان دارند. سعی کنید کتابهایی که در فیلدی که می‌خواهید کتاب نگارش کنید را بخوانید. شما بهتر از یک خواننده عادی سبک نگارش را درک می‌کنید و نقاط قوت و ضعف آن را تشخیص می‌دهید.

۵- به بازار کتاب حواستان باشد. شاید شما ایده نویدبخش و خوبی برای نوشتن داشته باشد اما اگر درباره آن کتابهایی نگارش شود و بیرون بیاید و اگر حیطه انتخابی شما نیز بسیار محدود باشد و خوانندگان نیز به این نتیجه رسیده باشند که علی رغم وجود کتابهای زیاد در این حوزه اما مطالب آنها کاملاً مشابه است و چیز جدیدی ارایه نمی‌شود، در این حالت مطمئن باشید که فروش کتاب شما با مشکلات جدی مواجه خواهد شد. بهتر است به نظرات و دیدگاه‌های خوانندگان توجه کنید و بفهمید که شکایات انها در چه زمینه‌ای است. اگر صرفاً کتابی بنویسید که پوشش دهنده نارضایتی خوانندگان باشد مطمئن باشید که کتاب شما موفق خواهد بود.

۶- درباره چیزهایی که نمی‌دانید کنجکاو باشید. بسیاری از کارشناسان خبره به نویسندگان توصیه می‌کنند که در آغاز کار نویسندگی سعی کنید درباره آنچه که می‌دانید بنویسید؛ در ادامه باید گفت نویسندگان موفق سعی می‌کنند درباره حیطه‌هایی که مرتبط به خودشان هستند اما اطلاعات کافی در آن حیطه‌ها ندارند نیز کنجکاوی کنند و سعی کنند درباره آنها نیز کتابی بنویسند. این کار باعث می‌شود که آثار شما همیشه پویا باشد و مرتبط به یک حیطه همیشگی و خاص نباشند. همچنین، به احتمال بسیار زیاد، کنجکاوی که در شما به وجود آمده احتمالاً در بسیاری از خوانندگان شما نیز به وجود آمده است.

۷- از ادبیات طنز استفاده کنید و تردیدی به خود راه ندهید. بدون شک، طنر و شوخی قوی‌ترین ابزار ارتباط با مخاطبین است. اگر درحال نگارش کتابی با یک موضوع خشک و آکادمیک نیز دارید سعی کنید از زبان طنز و شوخی نیز به هرشکلی که شده در آن استفاده کنید. طنز باعث می‌شود که استرس و فشار خواننده کاهش پیدا کند و حس خوشایندی در آنها برای ادامه و پیگیری آثار شما به وجود آید (بیشتر بخوانید: ده گام بسیار ساده و عملیاتی در نگارش کتاب).

اگر قصد چاپ کتاب و ترجمه کتاب را دارید، همین حالا سفارش خود را ثبت کنید تا همکاران ما با شما تماس بگیرند.